تبليغاتX
اربعين در آينه ي اشعار شاعران آذربايجان
قارداش بو قبر پاکون آخر نه دلنشين دور / بو کعبه ي وفا دور يا روضه ي برين دور سايت معرفي هيئات تبريز- وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

بخش اول : سندیّت ورود اهل بیت به کربلا در اربعین





مقدمه
قصد و هدف از این سلسله نوشتار ، بررسی اشعار عاشورائی ترکی در باب اربعین است ، اما در کنار بررسی اشعار ، ذکر سندیّت این اشعار امری مهم و ضروری است . متن اربعین ، متنی است که از گذشته های دور در مورد آن شبهه افکنی هائی شده و در طول چند قرن اخیر مورد اختلاف بین خواص علما بوده است . اربعینی که از مقامی بس والا در فرهنگ تشیع برخوردار است ، تا جائی که زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در این روز که با نام زیارت اربعین معروف است ، جزء نشانه های مومن ذکر شده است . در این بحث فقط به ذکر چند مورد از شبهه ها و پاسخ هائی که بزرگان و علمای اهل تحقیق به این موارد داده اند ، اکتفا می شود و در آخر منابعی ارزشمند برای علاقه مندان معرفی خواهد شد .

فلسفه ی اهمیت زیارت اربعین

سئوال مهمی که در ابتدا به ذهن می رسد ، این است که چرا در روایات شیعی ، تا این حد به زیارت اربعین اهمیت داده شده است . آیا دلیل این اهمیت زیارت جابر است ، که شیعیان هر ساله به تاسی از او در روز اربعین مراسمات عزاداری به پا می کنند ؟ هرچند جابر شخصیت بزرگواری است ، اما جائی که وجود نازنین امام سجاد (ع) در حال حیات هستند ، تبعیت از ایشان لازم و واجب است . در مجله رواق اندیشه ، شماره ١ مقاله ای تحت عنوان تحلیل مبنای تاریخی اربعین حسینی نوشته ی محمد فاضل چاپ شده است که در این مقاله مولف تحت عنوان مراسم دفن سرمطهّر چنین می نویسد :
« به طور مسلّم و قطعی تا قبل از واقعه عاشورا، مراسم اربعین یعنی بزرگداشت شهیدان یا مردگان، عرفا یا شرعا، رسم نبود. قبل از اسلام بین طوایف عرب و ملت یهود مراسم اربعین از قبیل سر خاک رفتن، اطعام نمودن یا برپایی برنامه‏های سوگواری و عزاداری رسم نبود (البته سید مقّرم نظر دیگری دارند که به نقد آن نیز خواهیم پرداخت.). در اسلام نیز برای مرگ بزرگانی همچون ابو طالب و خدیجه و شهادت بزرگوارانی چون حمزه سید الشهدا، جعفر طیار و دیگران، عملاً هیچ گونه اثری از اربعین دیده نشده و از کسی هم نقل نشده است.....
پاسخ صحیح و قانع کننده مرحوم شیخ الطائفه (جزاه الله خیرا) طبق نقل شیخ شهر آشوب پرده از راز این معما می‏گشاید و علت واقعی رسم سنت اربعین را مراسم تدفین و برپایی سوگواری و عزاداری و نوحه‏خوانی و تجدید خاطره مصائب جانسوز و جانگداز عاشورا می‏داند.
علاوه بر این روایات معتبر و مستفیضه و شاید متواتره دالّ بر گریستن آسمان بر عزاداری امام به مدت چهل روز نیز پرده از رمز و راز این موضوع برمی‏دارد .
در نتیجه اربعین دارای محتوایی آموزنده و یادآور خاطره‏ای حیات‏بخش و با قداست است. و چه شایسته و بجاست که مراسم تدفین سر مطهّر امام حسین(ع) و شهدای با وفای کربلا پس از چهل روز جدایی از بدن و گرداندن بر سر نی در خیابانها و بیابانها و کوچه و بازارها، برای همیشه و تا ابد زنده بماند، و همه ساله، مراسم بزرگداشت این خاطره به یاد ماندنی و فراموش نشدنی، با عزّت و احترام و هر چه باشکوهتر برگزار شود....
آیا شایسته نیست شیعیان مخلص این خاندان که «خلقوا من فاضل طینتهم یفرحون لفرحهم و یحزنون لحزنهم.» (از باقیمانده خاک آنان آفریده شدند و به شادی آنان شاد و به حزن و اندوه آنها اندوهناکند.) در بیستم صفر هر سال، سوگواری و نوحه‏خوانی برپاکنند تا خاطره تلخ بازگشت اسیران تجدید و مراسم تدفین سرهای مطهّر در کربلا، تجلیل شود؟ و با برپایی مراسم نوحه و عزا و ماتم، همیاری و همگامی خود را با اهل بیت(ع) اعلام کنند؟
از اینجا راز و رمز برگزاری مراسم سوّم و برپایی برنامه چهلم برای مردگان مؤمن، کشف می‏شود که روز سوّم، رمز تجدید خاطره مراسم تدفین پیکرهای بی‏سرِ شهیدانِ کربلاست. و راز مراسم اربعین، تجلیل و اظهار همدردی با خاندان نبوت و شرکت در اقامه عزا به مناسبت تدفین و خاکسپاری سرهای بی‏پیکر و ملحق نمودن آنها به بدنهای پاک بی‏سر است.»

شبهه ی استجازه

یکی از شبهه هائی که در مورد ورود اهل بیت به کربلا در روز بیستم سال ٦١ هجری مطرح است ، شبهه ی استجازه است . استجازه به معنی اجازه خواستن است . نقل هائی بدین مضمون وجود دارد که ابن زیاد ( لعنه الله علیه) نامه ای به یزید نوشت و او را از ماجرای عاشورا خبردار کرد . یزید نیز در پاسخ نامه ای بدو نوشته و به او فرمان داد تا سرها را به شام بفرستد . عموما اصلی ترین بحثی که در این مورد می توان ارائه کرد ، بحث کبوتر نامه بر است . البته در این مورد که این نامه ها ( نامه ی ابن زیاد به یزید و نامه یزید به این زیاد ) توسط کبوتر نامه بر ارسال شده است ، شواهد تاریخی و نقل مستندی وجود ندارد و فقط در حد فرضیه است . از طرفی اصح اقوال در مورد رسیدن اهل بیت به شام روز اول ماه صفر است . فرستادن نامه و گرفتن جواب نیز از طریق عادی حداقل به دو هفته وقت نیاز دارد ، که اگر از روز ١١ محرم این تاریخ را محاسبه کنیم ، می رسیم به ٢٥ محرّم ، که با این حساب رسیدن به شام در روز اول صفر امری محال است . اما آن چه در این باب منطقی تر است ، تو جه به چند نکته اساسی در وضعیت آن زمان است :
١ – امر اسیر گرفتن در جنگ ، یک رسم بود که در آن زمان بین همه ی ملل مرسوم بوده است . البته نحوه این امر متفاوت بوده است و بسته به آئین و دین هر ملتی نسبت به اسیران رفتار می شد . در زمان پیامبر نیز معمولا اسیران با احترام ( به این کلمه دقت شود ) به نزد پیامبر فرستاده می شدند . در اینجا نیز نیازی به اجازه گرفتن نبود و طبق رسوم اسیران باید به طرف شام روانه می شدند و این قبل از جنگ نیز امری مشخص بوده است .
٢ – با بررسی اوضاع کوفه ، ماندن بیشتر اهل بیت در آنجا خطر بزرگی برای این زیاد به شمار می رفت . کوفه ای که مستعد انقلاب بود ، جای خوبی برای زندانی کردن اسرا نبود . جوّ سیاسی شام که خبری از ماجرا نداشت ، بیش از ١۰ روز نتوانست اهل بیت را در زنجیر نگه دارد ، چه برسد به کوفه ناآرام و پشیمان .
با توجه به دلایل ذکر شده نقلی که بیشتر با ذهن انس می گیرد ، این نقل است که : « ابن زیاد قبل از آن برای یزید که کاروان اسرا و سرهای شهدا را از کوفه به سوی شام روانه سازد هیچ نامه ای برای یزید ارسال نکرد، بلکه نامه را به همراه رأس شریف امام روانه شام نمود و سپس بلافاصله سرهای دیگر شهدا و کاروان اسرا را نیز به شام فرستاد . »

شبهه اقامت یک ماهه ی اهل بیت در شام

اصحّ اقوال در مورد مدت اقامت آل الله در شام حداکثر ١۰ روز است و بررسی اوضاع و اتفاقات شام نیز بیشتر از ١۰ روز را عاقلانه نمی داند . مرحوم سيد محمد علي قاضي طباطبايي در کتاب ارزشمند خود با عنوان تحقیق در باره ی اول اربعین سیدالشّهداء در ذیل این شبهه می نویسد :
« چون معلوم نیست اسراء در شام چقدر توقف کرده اند و بلکه بیشتر از چند روز در دمشق نمانده‏اند چنانچه ملاحظه‏ی اوضاع سیاسی دولت بنی‏امیه آن را ایجاب می‏کرده که یزید نتواند اسراء را بیشتر از چند روز در دمشق توقف دهد زیرا پس از واقعه‏ی کربلاء اوضاع سیاسی دولت بنی‏امیه روز به روزبه‏روز به وخامت می‏کشید و به اضمحلال می‏گرائید و تشنج در اذهان مردم بیشتر می‏شد و افکار عمومی بر علیه یزید متوجه می‏گشت زیرا فاجعه‏ی دلخراش کربلاء کار آسانی نبود و مخدرات خاندان رسالت را به اسارت بردن و دختران مؤسس دین و صاحب خاتمیت را بر شتران برهنه سوار کردن و سر مبارک جگرگوشه‏ی زهراء بتول علیهاالسلام را در کوفه و شام بالای نیزه گردانیدن کار سهلی در انظار مسلمین دیده نمی‏شد که مردم آرام نشسته و دم فروبسته و در بستر استراحت خزیده باشند و بلکه مقدمات مفتضح شدن دشمنان سرسخت اسلام از تصمیمی که سیدالشهداء علیه‏السلام گرفت از همان روزها که وقعه‏ی عاشوراء فراهم شد شروع به نتیجه کرد و خبر آن فاجعه در اطراف و اکناف بلاد اسلامی می‏پیچید و روزبه‏روز نفرت بالای نفرت در انظار عمومی بر علیه بنی‏امیه و آل ابی‏سفیان دشمنان خاندان نبوت بیشتر می‏گشت. با این وضع چطور یزید می‏توانست تا مدت زیادی اسراء اهل‏بیت علیهم‏السلام را در حال اسارت در غربت نگهدارد و تا مدت یک ماه مثلا در دمشق در جائی که نه از سرما و نه از گرما نگه می‏داشت آنها را متوقف سازد و لذا به حرمسرای دربان خون‏بار خویش برد و امام سجاد علیه‏السلام را در سر سفره‏ی خود نشاند و از روی حیله و تزویر و جلوگیری از تنفر افکار مردم از روی صورت‏سازی و حقه‏بازی که عادت و رویه‏ی ستمکاران خون‏آشام روزگار است قتل سیدالشهداء علیه‏السلام را به گردن ابن‏زیاد می‏انداخت و از روی سیاست اجازه‏ی اقامه‏ی عزا در دربار خود داد بلکه بتواند با نیرنگ‏بازی این عار و ننگ را از خود دور سازد ولی غافل از آن بوده که تاریخ حقایق را آشکار و ظاهر می‏نماید و لذا احتمال زیاد ماندن خاندان رسالت در شام بسیار بی‏اساس و دور از تأمل در تاریخ و هرگز اعتماد را نشاید گر چه این احتمال و نقل پوچ اذهان بعضی از اکابر و بزرگان را درباره‏ی آمدن خاندان نبوت در اربعین اول به کربلاء به حال تشویش درآورده است ولی نباید بزرگواری آنها باعث تبعیت و تقلید شود.»

مبنای تاریخی اربعین در آثار بزرگان

عده‏ای از محققان و بزرگان، کتاب مستقل در اثبات ورود اهل بیت(ع) به کربلا تألیف کرده‏اند. از جمله:
١ - «فاجعة الاربعین» یا «حدیث الاربعین» تألیف عالم بزرگوار شیخ حسن بلادی.
٢ - « تحقیق در باره اولین اربعین حضرت سید الشهدا (ع)» تألیف علامه محقق سید محمد علی قاضی طباطبایی شهید محراب مصلای جمعه تبریز. این کتاب افزون بر هشتصد صفحه است که با مراجعه و بررسی بیش از پانصد و هفتاد کتاب به نگارش درآمده است. (جزاه الله خیرا)

اربعین به روایت مقتل مقرّم

كشتن حسين (عليه السلام) و ياران او اسير كردن حريم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) يزيد را مسرور كرد،شادمانى وى در مجلس عمومى‏اش پديدار بود و اعتنايى به الحاد و كفر خود نداشت آنجا كه اشعار ابن زبعرى را مى‏خواند و حتى وحى بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را نيز انكار مى‏كرد، اماهنگامى كه ملامت بر او فزونى گرفت و روشن شد كه در كار خود، مرتكب خطا شده است و كارى را انجام داده است كه حتى كسانى كه متدين به دين اسلام نبودند، آن كار را نمى‏كردند، و وصيت معاويه را فهميد به او گفته بود: اهل عراق حسين را رها نمى‏كنند تا آنكه خروج كند، هنگامى كه برتو خروج كرد از او بگذر چرا كه او خويشاوندى حتمى و حقى عظيم بر دمه ما دارد. و حتى نزديكان و اهل بيت و زنان يزيد نيز بر او عيب گرفتند، سخن گفتن سر مقدس به لاخول و لاقوه الا بالله آنجا كه دستور قتل فرستاده روم را داد در پيش چشمان او بود و بيزارى از اين جرم و قساوت در همه حال محافل و مجالس دمشق پيچيد، چاره‏اى نديد جز آنكه ارتكاب اين كار را بر گردن ابن زياد بياندازد تا اين شماتتها را از خود دور كند، ولى آنچه ثابت است هرگز زائل نمى‏شود.
يزيد هنگامى كه از فتنه و انقلاب بر عليه خود ترسيد در بيرون بردن امام سجاد (عليه السلام) و اهل بيت (عليه السلام) از شام تعجيل كرد و در صدد برآمد كه خواسته‏هاى آنان را اجابت كند، به نعمان بن بشير و همراهان او دستور داد كه آنها را تا مدينه، با مهربانى، همراهى كنند.
هنگامى كه آنان به عراق رسيدند به راهنماى خود گفتند: ما را از راه كربلا ببر، به قتلگاه حسين (عليه السلام) رسيدند، جابربن عبدالله انصارى و جماعتى از بنى هاشم گريه و برخى از آل پيامبر را ديدند كه براى زيارت قبر حسين (عليه السلام) آمده بودند، صداى گريه و ناله بلند شد، سه روز براى نوحه بر حسين (عليه السلام) در كربلا ماندند.
جابر انصارى نزد قبر امام (عليه السلام) ايستاد، به شدت گريست و سه بار صدا زد: يا حسين! آنگاه گفت: آيا دوست جواب خودش را داد و گفت: چگونه جواب مرا بدهى در حالى كه رگهاى تو قطع شده و ميان سر و بدنت جدائى افتاده است، شهادت مى‏دهم كه تو فرزند خاتم پيامبران و فرزند اميرمؤمنان، و فرزند انيس تقوى و زاده هدايت و پنجمين اصحاب كساء و فرزند سرور نقيبان و فرزند فاطمه زهرا سيده زنان هستى! چگونه چنين نباشى در حالى كه دست سيد المرسلين به تو غذا داده است، در دامان پارسيان تربيت يافته‏اى، از سينه ايمان شير نوشيده‏اى و با اسلام از مادر جدا شده‏اى، پاك زيسته‏اى و پاك رحلت كرده‏اى، جز اينكه قلوب مؤمنين از فرق تو آرامش ندارد و دائماً در حيرت و حسرت مى‏باشند. سلام خداوند و رضوان او بر تو باد! شهادت مى‏دهم كه تو در همان مسير حركت كردى كه برادرت يحيى بن زكريا حركت كرد. پس از آن چشم خود را به اطراف قبر حركت داد و فرمود: شهادت مى‏دهم كه شما نماز را بر پاداشتيد و زكات را پرداختيد و امر به معروف و نهى از منكر نموديد، با افراد ملحد و بى دين جهاد كرديد و خداوند را عبادت كرديد تا آنكه به مرحله يقين رسيديد.
قسم به خدائى كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را به حق به پيامبرى مبعوث كرد، در آن معركه‏اى كه وارد شده‏ايد ما نيز با شما شريك هستيم.
عطيه عوفى گويد: چگونه اينچنين است در حالى كه ما هيچ وادى را نپيموديم، از هيچ كوهى بالا نرفتيم و هيچ شمشيرى را نزديم و اين جماعت را ميان سر و بدن جدائى افتاده فرزندان آنها يتيم و همسران آنها بيوه شده‏اند.
جابر در پاسخ گفت: از حبيب خود رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه مى‏فرمود: هر كس گروهى را دوست داشته باشد، با آنان خواهد بود و هر كس عمل قومى را دوست داشته باشد، با آنان خواهد بود و هر كس عمل قومى را دوست داشته باشد، در آن عمل، شريك آن قوم مى‏باشد، قسم به خدائى كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) را به پيامبرى مبعوث داشت نيت من و اصحاب من بر همانست كه حسين (عليه السلام) و اصحاب او بر آن نيت بوده‏اند.

الحاق سر به بدن‏

هنگامى كه زين العابدين (عليه السلام) نرمش و بازگشت يزيد را ديد تمامى سرها را از او درخواست تا آنها را در محل خود دفن كند. يزيد اين خواسته را پذيرفت و تمامى سرها را تحويل او داد كه به بدن ملحق كنند. در حبيب السير آنچنان كه نفس المهموم ص 253 نقل كرده است و رياض الأحزان ص 155 شده است كه سرها را به كربلا آوردند.
در روضه الواعظين فنال نيشابورى ص 165 و مثير الأحزان ابن نما ص 58 آمده است: اماميه اينچنين سر حسين (عليه السلام) به بدن قابل اعتماد است، در لهوف ص 112 آمده است: اماميه اينچنين قائلند، در اعلام الورى از طبرسى ص 151، مقتل العوالم ص 154، رياض المصائب و بحار آمده: مشهور ميان علماء الحاق سرها به ابدان است.
با توجه به اين تفاصيل ديگر به قول خلاف آن نمى‏توان اعتنا كرد و اين حديث كه سر مطهر كنار قبر پدرش اميرالمؤمنين على (عليه السلام) است، در جلوى اين بزرگان بوده است و اينكه از آن اعراض كرده‏اند دلالت مى‏كند كه به آن اعتماد ندارد، چون مستند بودن آن مسلم نيست و راويان آن شناخته شده نيستند. هنگامى كه از ابوبكر آلوسى جايگاه سر مطهر سؤال شد او در پاسخ گفت:
سر حسين (عليه السلام) را مجوئيد در شرق زمين يا غرب آن باشد همه را رها كنيد و بيائيد به سوى من كه جايگاه آن در قلب من است

نکات مورد توجه
با عرض سلام و تسلیت ایام اربعین حسینی خدمت حسینیان عزیز . این بخش از سایت هیئات تبریز به معرفی اشعار ناب اربعین اختصاص یافته است . سعی بر این است که نوحه ها و اشعاری که هم از لحاظ ادبی دارای غنا هستند و از طرف دیگر کمتر در مجالس تکرار شده اند ، معرفی و مورد بررسی قرار گیرند . هر چند بررسی همه جانبه این اشعار کاری بس دشوار است ، اما هدف از بررسی ، تشریح برخی از وجوه این اشعار به شکل مختصر است . بزرگوارانی که تذکر و انتقاد خاصی در مورد اشعار و مطالب درج شده دارند می توانند با پست الکترونیک زیر تماس بگیرند .

gnojavan@yahoo.cim

با تشکر قادر نوجوان
20/10/1390
التماس دعا

دوبيت از خاکي شيرازي

احوالات اربعين

اربعيني در عزاي زاده ي زهرا گذشت
روز روشن بر اسيران ، چون شب يلدا گذشت
حيرتي دارم به محمل زينب ژوليده مو
با کدامين ناقه ي طاقت از آن صحرا گذشت
پيکر شاه شهيدان ديد چون در بحر خون
با کدامين کشتي صبر از سر دريا گذشت

حديثي از حسين بن علي

کسانى‌ که‌ رضایت‌ مخلوق‌ را به‌ بهاى‌ غضب‌ خالق‌ بخرند، رستگار نخواهند شد.
مقتل‌ خوارزمى‌، ج‌ 1، ص‌